سه نقطه...
با تمام خوبی این روزها،با تمام دلنشینی لحظه لحظه ای که هر بار بیشتر و بیشتر میشه،
با این همه دلخوشی،این همه خوشی،با این همه که اسمش چیزی شبیه "خوشبختی" ست،
باز ،آن جای خالی همیشگی هست.
آن جای خالی که چیزی ست شبیه جای پای خدا...
شبیه خلائی که همیشه بوده...
یه جور سه نقطه که انگار هیچ کلمه ای نیست که پُرش کند...
یه جورایی حس نداشتن چیزی که گاهی واقعا نمی فهمم چیه
یه تنگه ای که گاهی بزرگ و بزرگ و بزرگ تر میشه....
و من ، حتی وقتی مثل حالا خیلی خوبم ، این چیزها را می فهمم !
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:24 توسط سمانه
|
