رفتم اما....
باز در آسمان رویاهایم پرواز کردم ....
رفتم تا برای ساده دلان ،ناپایداری سادگی را ترانه کنم
رفتم تا برای خستگان در راه مانده، هوایی تازه کنم ...
رفتم تا بغضهایم را با فریبی ساده از حجم سینه رها کنم ...
رفتم تا باز هم من باشم و خدا، من باشم و بزرگی ...
رفتم تا پیغام سکوت را به گوش فریاد برسانم ...
تا دست خط تاریکی را به روشنایی هدیه کنم
رفتم ....
رفتم اما نمی دانم چرا زمین خوردم................!
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:40 توسط سمانه
|

