تبليغاتX
من در پی خویشم







من در پی خویشم

و خدا هست و همین بهانه برای تا ابدیت زیستن کافیست...

کمی زندگی باید کرد !

همه ی عمر می دویم تا روزی به خوشبختی برسیم

غافل از اینکه همه ی آن روزها خوشبختی ما بود....!

کاش می دانستی ...

با چشمها را بستن و تنها دویدن روزی به تمام (خط های پایان ) خواهی رسید،

اما تنهای تنها....!

و این اولین قانون مسابقه است     

   برنده همیشه تنهاست...

  همه ی عمر می دویم تنها به این دلیل  که برنده شویم 

کار می کنیم  ، کار می کنیم بی مجال از ثانیه ای زندگی!

درس می خوانیم ،   درس می خوانیم ،  بی مجال از فهمیدن  انسانها....!

آری کتاب دوست انسان نیست...!!!

انسان دوست انسان است  .

کتاب ها تا آن حد که رسم دوستی و انسانیت بیاموزند معتبرند ،

نه تا آن حد که مثل دریایی مرده از کلمات مرده تو را در خود غرق کنند

 و فرو ببرند .

درس را باید در میان مردم آموخت

نه در لابه لای کتاب ها.....

دارد دیر می شود 

کمی زندگی باید کرد !

می خواهم امشب به درد و دل های گلدان  سفالی حیاط گوش دهم!

دلش انگار برای گل یخ زده اش تنگ است ....

باید باد ،  برف و همه ی بوته های خار را دوست داشته باشی

 تا زندگی را دوست داشته باشی

تا عشق را .....

و گاه از صدای کلاغی سر مست شوی بی اعتنا به همه باید ها و نباید ها...

باز هم صبر می کنم کمی دیگر 

  یک روز شاید به تمام حرفهایم گوش بسپاری....

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:26 توسط سمانه |